جمال الدين محمد الخوانساري

448

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

بكردار وصىّ پيغمبرى » بهمان معنى . و « ايمان نمىآورند بغيبى » يعنى به آن چه پنهان باشد از ايشان ومشاهدهء آن نكنند ومراد بآن أحوال معاد باشد از ثوابها وعقابها ، ومراد نفى ايمان كامل ايشان باشد به آنها ، يا اين كه در بعضي بر سبيل حقيقت باشد وأصلا ايمان به آنها در دل نداشته باشند واظهار اسلام از براي مصالح دنيوي مىكرده باشند ، ودر بعضي بر سبيل مجاز باشد باعتبار اين كه چون عمل بايمان خود نمىكرده‌اند گويا ايمان نمىآورده‌اند . و « باز نمىايستند از عيبى » يعنى از گناهى و « عمل ميكنند در شبهه‌ها » يعنى در أموري كه محلّ شبهه است وحكم آنها اشتباه دارد وواضح نيست وبايد كه از امام تحقيق آن كرد « عمل ميكنند به آن چه خواهند » وتحقيق آنها از آنكه بايد كرد نمىكنند ، يا اين كه عمل ميكنند در آنچه عمل ميكنند بشبههء چند كه بخاطر ايشان رسد در هر باب از قياسات ومانند آنها . و « اعتماد نمىكنند بر دليلي كه اعتماد بر آن باشد . و « مىگردند در خواهشها » يعنى مىروند در آنچه خواهش آنها داشته باشند هر چند حرام باشد ، و « معروف در ميانهء ايشان چيزيست كه ايشان بشناسند » يعنى معروف ومنكر آنرا نمىدانند كه شارع امر بآن يا نهى از آن كرده باشد بلكه « معروف » آنرا مىدانند كه ايشان بر وفق خواهش خود خوب دانند و « منكر » آنرا مىدانند كه ايشان از روى خواهش خود بد دانند ، و « پناه ايشان در مشكلات » يعنى در مسائل مشكل كه بايد از امام تحقيق شود پناه ايشان بنفسهاى خودشان است وبه آن چه نفس ايشان حكم بآن كند باعتبار شبههء كه بخاطر أو رسد يا از روى خواهشى كه بآن داشته باشد ورجوع نكند در آنها بامام خود ، و « مبهم » بمعنى در بسته است ومراد به « مبهمات » نيز مسائل مشكله است كه بمنزلهء درهاى بسته‌اند واين فقره نيز تأكيد فقرهء سابق است و « گويا هر يك از ايشان امام نفس خودست » يعنى چنان پناه بنفسهاى خود مىبرند واعتماد بر رأيهاى خود ميكنند كه گويا حق تعالى هر يك را امام وپيشواى نفس خود كرده وامر كرده هر يك را بپيروى نفس خود وامامي از براي أو قرار نداده . و « بتحقيق كه فرا گرفته » يعنى هر يك از ايشان فرا نگرفته